خرید بک لینک
نشسته بودم تو اتوبوس ، که دیدم یه آقایی اومد بالا تو قسمت خانم ها . از این دوره گردها بود که چیز می فروشن. هوا آلوده بود یه ماسک زده بود که فقط چشم هاش پیدا بود اما تو گرمای هواخستگی از چشم هاش می بارید و عرق از سر و روش می چکید. از پله ها که اومد بالا خم شد یه چیزی از کف اتوبوس برداشت و خطاب به

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

دومین سال خدمتم اداره منو فرستاد به یه کتابخونه ی تازه تاسیس به اسم کتابخونه ی : استاد یداله بهزاد این مقدمه رو گفتم چون لازم بود و مربوط به این خاطره ای میشه که میخوام واستون تعریف کنم. یه روز که سر کار بودم تو همون کتابخونه ی استاد بهزاد.اعضا همه مشغول خوندن و سکوت کامل همه جا رو گرفته بود که یهو

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

" ایمان نیرویی است فراتر از منطق"

یه وقتهایی منطقا میدونی یه کاری نشدنیه!!ولی اون تهِ تهِ دلت یه چیزی بهت میگه ممکنه از یه راهی فرجی بشه ، اون صدا خیلی ضعیفه!! اما وقتی اون کار بر خلاف منطق به سرانجام میرسه اونوقته که به نیروی ایمان پی می بری....

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

باغبونها خیلی مهربونند. هر روز به گلها و درختها می رسند که همیشه سبز و سر زنده باشند. محل کار من جایی قرار گرفته که هر روز صبح از تو یه پارک زیبا باید رد بشم که به اونجا برسم. دیدین من چقدر خوش به حالمه!! باغبون مهربون این پارکه هر روز به گلها ودرختها آب میده و این پارک همیشه قشنگ و سرسبزه . امروز ص

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

سلام خدا جونم. ارادتمندم خیلی زیاد. میگم میدونم همیشه هوامو داری ولی این روزا بیشتر هوامو داشته باش! حالم؟!!! خودت که میدونی... هنوز نشدم اون آدم سابق! درسته! کی گفته باید بشم اون آدم سابق ؟! شاید دیگه باید بشم یه آدم دیگه... دوست داشتم باهات حرف بزنم ساده و خودمونی.البته حرف که زیاد می زنم ...خودت

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

به نام خالق دانایی ها. امروز جواب ارشد میاد. زیاد استرس ندارم. اما خوب بالاخره یه مقدار استرس که طبیعیه. میگم تا الان که دیگه نتیجه مشخص شده .پس چرا سازمان سنجش گذاشته 8 شب اعلام کنه! مثلا تو چند ساعت میخواد چه اتفاقی بیفته؟!!! باشه .اشکال نداره ما که اینهمه صبر کردیم ده، دوازده ساعت دیگه هم روش!!!

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

سلام.

بالاخره بعد از چند ماه انتظار جواب ارشد اومد.

قبول شدم.

خیلی خوشحالم.هورا

برچسب: نویسنده: پرهام نعمتی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 3:51

صفحه بندی